در سمتی از ترانه های شب، نت بغض جغدی باش که از صدای ردپای غریب پشت دیوارها میترسد، امید یکی از پاهای هزارپایی باش برای فتح خشم یک دیوار، شراب مستی شبپره ای باش به دور سرگیجه های یک لامپ، شرم پایان واق واق سگی باش برای آغاز یک خواب... (( ۴/۶/۱۳۸۷ لاهیجان ۲:۵۸ ))
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 18:35 توسط علی هاشمی | 