تبليغاتX
سرزمین گناهکاران

سرزمین گناهکاران

بزرگترين گناهان نزد خداي سبحان، گناهي است كه گنه كار آن را كوچك شمارد. علی (ع)

اینجا غم پهلوی من است یا پهلوی من غم است یا من غمم یا تو، یا ماتمیم یا بی غمیم هرچه هستیم آغشته درهم با همیم اما بی همیم.

مریم، دیروز هر روز می آید، برای یکبار هربار می آید تا چیزی به نام افسوس محسوس تر از هر روز با من باشد.تو با منی مریم استوارتر از روزی که قد کشیدیو غم ندیدی، واژه واژه ی تو بودمو تو امید این خاک سرد بودیو هستیو خواهی بود. از روز آفرینش روزی که هنوز شمس در تمنای خلق بود ما آفریده شده در هم بودیمو هستیمو خواهیم بود.اما چه کس این ما بودن را دید؟

گل من دیدی چه زود:

روزهایمان آغاز شد روزهایی که بی خورشید و شمس و تبریز و مولانا بود.

روزهایی پرنور که چراغ هر روز و شبش مهتاب بود.

اما تو هم طاقت دیوار نبودی تو بی خورشید بودن رو نمیخواستی! خانه من فقط برایت پناهگاه روزهای بارانی بود.وقتی عصرها از پشت غروب باران میگرفت میگفتی که این باران صداقت است میخندیدم و میگفتم که رفتن به زیرش هم حماقت است. اما تو در را باز میکردی و تنها یک هل از نگاهت برایم از هشت کتاب قانع تر کننده بود....

من را تنها با این باران گنگ میگذاشتی.دلت برایم که حتی چتری نداشتم تا زیر باران، شعر چترها را باید بست را بخوانم نسوخت؟ که تمامم زیر این باران اسیدی دروغ سوخت!!!

وقتی خورشید برگشت مولانا کتابش را نوشته بود آنچه باید فراموش میکرد کرده بود آنکس را که باید می کشت کشته بود هرچه کفن باید میپوساند پوسانده بود اما آنقدر مغرور بود که هیچ وقت به زمین سرش را خم نکرده بود و ندیده بود روزی از خاک سر در آورده نه از خورشید و شمس و تبریز و مولانا...

(( دلم دیگه نمیخواد از روزها و دردهایی که گذشته و مونده و از بارون هایی که اشتباه گریخته از چنگ ابرهای مسموم حرفی بزنم، خودتم میدونی، خودتم میدونی تمام این حرفهارو، تمام این دردهارو، خودت میدونی که از هیچ چیز نمیترسی، خودت میدونی که تنهاییت منم و هیچ چیز دیگه ای نیست!میدونی خودت ادامه این گله ها چیه پس ادامشون نمیدم و...))

فقط

ای کاش بودی مریم ای کاش بودی و میدیدی چی گذشت بر من دیشب مثل آن روزها که نبودی بود مریم مثل آن شبها که در قبرها بیدار و بیمار میخوابیدم تا صبحهای ناامیدی بود مریم ای کاش بودی و میدیدی که چه جور غم دلم را به صلابه میکشید!من که نمیخواستم دیگر برای هیچ وقت ترانه کجاست بگو بخوانم مریم نبودی مریم کجا بودی مریم تا ببیی دستهایی را که میلرزید پاهایی را که تبرطابوت شده بود و ارواحی را که از پشت انار دیرینه باغچه میگذشتند و تو هم نفس من، هم نفس آینه بودی بی من............

مریم ای کاش بودی مریم تا دیشب هم، هم آغوش تو بودم بی هم. ای کاش مریم ری رای نیما میشدی تا مولانای بی من

ای کاش بودی مریم

ای کاش

ای کاش فقط مریم باش!

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 14:19 توسط علی هاشمی