تبليغاتX
سرزمین گناهکاران - تو نیستی چرا من هنوز زنده ام؟

سرزمین گناهکاران

بزرگترين گناهان نزد خداي سبحان، گناهي است كه گنه كار آن را كوچك شمارد. علی (ع)

امروز صبح تو مترو جایی واسه نشستن نبود من پیرمردم که میدونی با این قلب توی اون شلوغی نمیدونستم چیکار کنم اگه به تو نبودا به مولا سوار این مترو کوفتی نمیشدم که اینقدر دردسر بکشم.متروهم متروهای قدیم،یادم با بچه ها چه خاطرهایی که از اون موقع نداریم.هنوزم که هنوزه وقتی اون صحنه ای که کله امیر لای در مترو گیر کرد رو یادم میاد از خنده روده بور میشم.یادش بخیر الان گمونم یه چهل پنجاه سالی از افتتاح مترو تهران میگذره مال بقیه شهرستانارو نمیدونم. با افتتاح این مترو و این ترن هوایی ها که بهش میگن منریل یا منوریل یا مونوریل یا....ای بابا املاشم نمیدونم چییه!!!حالا حالاها مشکل ترافیک تهران حل نمیشه...

بگذریم من که اینقدر چرتو پرت نمیگفتم،اون هم حالا که بعد یه ماه و اندی خدمت خانوم بهار رسیدم.بذار با این گلاب قمصر کاشون یه دستی رو این سنگت بکشم،آخ آخ نیگا کن ببین خانومی رنگ سنگتم داره میرها باید واست دست بکار بشم و تو این ماه عوضش کنم.آخه این زیر خانوم بهار خوابیده همونی که هیچ وقت از نرسیدن بهش حسرت نمیخورم همونی که هنوز عشق و امیدمه همونی که هنوز منتظرشم تا برگرده همونی که خواست و خواستم باهاش بپرم و باهم بمیریم ولی معلوم نشد کی بالهام رو ازم گرفت و نذاشت باهاش بپرم و... ((به پست به کدامین گناه خاکت کنم مراجعه کنید))

این بهشت زهرا  هم چه مورچه های گنده ای داره مشاالله اندازه فیلن.

دلم گرفته خانومی قلبم پیر و شکستس به خدا...به خدا شرمندتم.دیدم، از وقتی که اومدم بالای سرت چقدر ناراحتی.نذاشتن وگرنه خودت میدونی که هر سال سالتحویل من هیچ جایی رو جز اینجا ندارم بیام.همش تقصیر میثاق و ساناز داماد و دختر عاطفه بود،اونها چون اولین سال تحویلشون بعد ازدواجشون بود و کسی رو به جز من نداشتن به من بدبخت گیر دادن که دایی علی سال تحویل حتما باید بیای پیش ما. منم هیچجوری نتونستم منصرفشون کنم...جوونای خوبین الهی مثل من و تو که نه بیشتر از ما خوشبخت بشن.

نمیگم ما خوشبخت نبودیم البته گفتن این هم خیلی مسخرس که ما خوشبخت نبودیم آخه ما که تا حالا باهم نبودم ولی...ولی من میدونم قلبامون باهم بود...نه؟؟؟ خب حداقل قلب من دنبال قلبتو بود و به خاطر قلب تو میزد اگرچه قلب تو باهاش نبود. حالا هم نمیدونم واسه چیو واسه کی داره میزنه والله شاهده که جوابش کردم بهش گفتم که دیگه نیاز نیست واسه کسی بزنی حتی واسه خودم.گفتم بهش بگم که فردا قیامت یقه منو نگیره که چرا توی این مدت عمری که کردی فلان کارو کردی فلان کارو نکردی؟!

این قلب واسه تو میتپید اما حالا که نیستی عقربه پیرو شکسته ساعت عمرم که لنگ میزنه و کار میکنه تو تعجب اینه که باطری کهنه و زخم خوردش واسه چی هنوز داره تالاب تالاب میکنه؟!یکی نیست بیاد این قلب از جاش بکنه و بندازه دور، فقط باید قبلش خاطراتشو بهم پس بده ها.

تو نیستی چرا من هنوز زنده ام گهگاه به تقویم نگاه میکنم هنوز یک روز تا رسیدن باقیست.هنوز می اندیشم به این اقبال الهی که چرا هنوز میتوانم دوستت بدارم.هنوز تو نیستی و من باز هم به صفحه آخر دفترحرفهایت نگاه میکنم((و آن وقت که از من دور ماندی، چشمانت را بیش از بیش باز کن و فراتر از آنچه میتوانی، گاهی به آسمان نگاه کن، فردا آسمان از آن توست))اشکهاییم را پاک میکنم به آسمان مینگرم در میان هاله ی ابرها تو هستی و پرستوها و من و من دور از تو همین نزدیکی همین نزدیکی تو میگریم از اینکه تو نیستیو چرا من هنوز زنده ام و تو اشکهایم را با باد پاک میکنی با امیدی دیگر یا دروغی دیگر میگویی: ((ما دوباره زنده خواهیم بود و  تو نیاید بمیری زیرا قبل از آن دوباره زنده خواهی شد)) و من را به ماندن امیدوار میکنی یا میمیرانیم از حسرت دوریها...

+ نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387ساعت 3:4 توسط علی هاشمی |